دسترسی سریع

تاریخچه بهشهر

اطلاعات شهری

شهرستان بهشهر در شرق استان مازندران قرار دارد ، اين شهرستان  از شمال ، درياي خزر و از جنوب به سلسله جبال البرز و استان سمنان و از شرق به استان گلستان و از غرب به شهرستان نكاء منتهي مي شود.

اين شهرستان در موقعيت 53 درجه و 48 دقيقه تا 53 درجه و 26 دقيقه شرقي و 36 درجه و 45 دقيقه تا 36 درجه و 42 دقيقه عرض شمالي قرار دارد ، اين شهرستان از سه شهر بهشهر و رستم كلا و گلوگاه و سه بخش مركزي گلوگاه و يانسر تشكيل شده است.

شهرستان بهشهر از نظر طبيعي داراي 2 بحش كوهستاني در جنوب و دشت در شمال است. مساحت شهرستان بهشهر طيق آخرين آمار ، 1867/5 كيلومتر مربع است.

منطقه اي كه شهرستان بهشهر روي آن بنا شده ، در روي كوهپايه هاي شمالي كوههاي جهانمورا كه شمه اي از واحد شرقي رشته كوه هاي البرز مي باشد واقع شده است و ادامه كوه هاي آن جلگه هاي رسوبي تا درياي مازندران را تشكيل مي دهد.

طبق آخرين سرشماري جمعيت شهرستان بهشهر بالغ بر 187184 نفر مي باشد كه 109/180 نفر در مناطق شهري و 78532 نفر در مناطق روستايي زندگي مي كنند. همچنين شهرستان بهشهر داراي 6 دهستان ميانكاله و كوهستان در بخش مركزي ، كلباد و پنجهزاره در بخش گلوگاه و دهستان هاي شهداء و عشرستاق در بخش يانسر مي باشد.

بخش مركزي بهشهر شامل 16 روستا مي باشد كه 5 روستا در دهستان كوهستان و 11 روستا در دهستان ميانكاله مي باشد. بخش گلوگاه شامل 29 روستا مي باشد كه 20 روستا در دهستان پنجهزاره و 9 روستا در دهستان كلباد مي باشد و بخش يانسر شامل 68 روستا مي باشد كه 33 روستا در دهستان شهداء و 35 روستا در دهستان عشرستاق مي باشد.


راه های بهشهر

راههاي بهشهر اعم از راههاي زميني،دريايي وهوايي است.

راههاي زميني : شاهراه بين المللي تهران - مشهد كه از وسط شهر بهشهر مي گذرد ، بهشهر را به عنوان يك شهر توريستي كنار گذر براي رسيدن به مشهد مقدس معرفي مي نمايد ،ا ما جز عباس آباد و درياي زاغمرز ، هنوز از بقيه اماكن تاريخي و تفريحي بهشهر به نحو احسن و به جا بهره برداري نمي شود.

راه آهن سراسري گرگان - تهران از قسمت شمالي بهشهر مي گذرد و در سالهاي كنوني با احداث خط جديدي از ايستگاه رستم كلا به بندر امير آباد راه اتصال درياي خزر را به جنوب كشور از طريق راه ريلي هموار مي كند.

راههاي هوايي : از تنها فرودگاه بهشهر هنوز استفاده مهمي نمي شود و فقط محل پرواز هواپيماهاي سمپاش است. اما خط هوايي ساري - مشهد و ساري - عشق آباد (فرودگاه دشت ناز) كه از روي اين شهرستان مي گذرد به عنوان مسير هوايي بهشهر شناخته مي شود.

راههاي دريايي : با احداث بندر امير آباد ، صادرات و واردات اين بندر با كشورهاي آسياي ميانه وجمهوري هاي تازه استقلال يافته هموار شده است.

ولي بدون اغماض بايد گفت كه بهشهر با اين همه اماكن وتشكيلات هنوز هم شهري بدون پيشرفت،با بافت هنور قديمي واز همه مهمتر جمعيت زياد بيكار است،اميد آناست كه مسؤلين توجهي هر چند اندك به اين شهر بنمايند.

بهشهر در قرون باستان (هخامنشيان)

هنگام جهان گشايي و کشور گشايي کوروش کبير چندين هزار در فتح بابل در سال 539ق.م 20 هزار پياده و 4هزار سواره جريک سواره و پياده از مردم تبري و مردمي در سپاه او بودند و همچنين در جنگهاي بين ايران و يونان در زمان خشايار شاه بطوريکه هردوت مورخ يوناني مينويسد دسته اي از جوانان و چريک هاي مردمي و تبري با ساز و برگ هاي آراسته از کمان از چوب خيزران و پوشش هاي خيره کننده به سپهسالاري آريا همراه شاهنشاه ايران بودند.

در حمله اسکندر مقدوني و در جنگ گوگمل وظيفه بزرگي را در دست داشته و نگهباني داريوش سوم و خاندان سلطنتي ايران بعهده دلاوران مردي و تبري بوده و بحدي که بلندي قامت ودلاوري آنان جلب توجه يونانيها را مي کرد مذهب آنان پس از ظهور دين زرتشت يکتا پرستي شده که تا قرن سوم و چهارم  بعد از کوهستاننات مازندران از جمله هزار جريب استوار است.

بهشهر در دوره اشکانيان

وضع حکومت مازندران از جمله شهرستان بهشهر فعلي در دوره اشکانيان تاريک است. و گمان ميرود بازماندگان فرهاد (فراتات و ساتراپ ) دوره اسکندر يکي پس از ديگري حکومت آنجا را در دست داشته اند. ولي طبق تحقيقات دانشمند فقيد آقاي طاهري شهاب سارويي در تاريخ کبود جامگان در عصر اشکانيان ذکر کرده اند که منطقه کوهستاني از جمله هزار جريب به سبب نزديک بودن به پايتخت دوم اشکانيان شهر صددروازه نزديک دامغان کنوني مورد توجه پادشاهان اشکاني براي شکار وتفريح حتي به مدت 6ماه در اين منطقه به سر مي بردند و به واسطه معاشرت و آميزش مردها وتبريها با پادشاههاي احتمال اخلاق و زبان آنها تغييراتي حاصل شده باشد.

بهشهر در دوره ساسانيان

در اين زمان آنچه مسلم است حکومت شرقي مازندران ( شهرستان فعلي بهشهر چه جلگه چه هزار جريب) با خانواده کشنسف بوده است اين خاندان تا سال 528 م در مازندران حکومت داشته اند و در اين سال چون حکومت طبرستان بفرمان قباد (487-531 ) ساساني به پسر بزرگش کاوس که يکي از سر سپردگان و طرفداران سر سخت مزدک بود ظاهرا برچيده شد و کيوس رسما پادشاه طبرستان گرديد و پايتخت او هزار جريب و کياسر بود.

از کيوس فرزندي ماند به نام شاهپور که در نزد عمويش انو شيروان بسيار عزيز بود و در دربار مي زيست و پس از مرگ انو شيروان به طبرستان رفته و در اتشگاه کوسان (کوهستان امروزه غرب بهشهر ) و يا در اتشکده پيرامون کياسر دشت هزار جريب بهسر برده و مردم طبرستان علاقه زيادي به او پيدا کردند.

هنگام حمله اعراب به ايران و فرار يزدگرد سوم به خراسان به مازندران آمده و مثل پدر در اتشکده کوسان بهشهر (مغرب بهشهر ) معتکف شد و به عبارت مشغول گرديد.

سابقه تاريخي بهشهر بعد از اسلام

بطور کلي ناحيه جنوبي درياي مازندران از گذشته بسيار دور از اهميت سياسي تاريخي و نظامي فوق العاده بر خوردار بوده است،  بررسي و کاوشهايي که در سواحل درياي خزر در مکان هايي مانند غار هوتو و  غار کمربند انجام گرفته است قدمت اين دوره را به دوره غارنشيني بشر رسانده است. تحقيقات ديگر مويد اينست که در ادوار باستاني اين منطقه يکي از حوزه هاي مهم تمدن قبل و بعد از تاريخ ايران بوده است،  تحقيقات بعمل آمده از متون تاريخي نشان مي دهد که در اواسط قرن سوم هجري قمري دين اسلام در شکل علويان در اين ناحيه نفوذ يافته است.

در سال 250 هـ عموم مازندرانيها باتفاق بهشهر با راهنمايي داعي کبير علوي،  اجنبي ها را از بهشهر خارج ساختند.

در سال 617 مغولان براي دستگيري سلطان محمد خوارزمشاه به مازندران و بهشهر يورش برده به قتل و غارت عمومي پرداختند.

در سال 794 امير تيمور گورکاني براي سلطه به مازندران و بهشهر سلسله مرعشي ها را منقرض کرد و به قتل و غارت پرداخت.

در سال 872–867 سادات بابلکاني در بهشهر کنوني که در آن زمان به نام "طاحونه سر " مي خواندند،  استيلا يافتند. در سال 905 قواي نظامي شاه اسماعيل صفوي مازندران و بهشهر را تحت سلطه خود در آورد.

در سال 1054 روسها به حومه بهشهر و شهر بهشهر حمله بردند و چشمه عمارت و ساير تاسيسات صفويه را طعمه آتش ساختند و شاه عباس دوم آنها را از ايران خارج ساخت. در سال 1169 هـ محمد حسن خان قاجار بر استان کبود جامه استيلا يافت و پس از جنگهاي تن به تن منجر به شکست وي گرديد. در سال 1198 هـ بواسطه مرض طاعون مردم بهشهر و مازندران تلفات جاني سنگيني ديدند.

در سال 1223 هـ زلزله مهيبي در بهشهر روي داد که منجر به صدمات و خسارات مالي و جاني مردم گرديد. در سال 1269 بواسطه بروز مرض وبا مردم بهشهر اکثرا تلف شدند و بقيه به ساير نقاط مازندران کوچ کردند.

در سنوات 1308 و 1320 و 1335 و 1336 و در شهرستان بهشهر مرض وبا و مشمشه بروز نمود که منجر به تلفات عديده زيادي از مردم بهشهر گرديد.

شهرستان بهشهر پس از انقلاب مشروطه بعد از ناصرالدين شاه تا انقراض سلسله قاجار به ترتيب مظفرالدين شاه ( 1324-1313 قمري ) و محمد علي شاه  و احمد شاه به پادشاهي رسيد. در زمان سلطنت اين پادشاهان جز هرج و مرج و اختلاف محلي و ناامني و خرابي در همه جا از جمله شهرستان بهشهر چيز ديگري به چشم نمي خوردو کوچکترين اقدام عمراني صورت نگرفت بلکه طبق منابع موجود از آن زمان وضع روز به روز بدتر و وخيم تر مي شد. واقعه انقلاب مشروطه در اين نواحي چيزي جز ايجاد پادشاه مخلوع محمد علي شاه پس از خلع سلطنت شهري به بار نياورد و لطمات زيادي به مردم شهرستان بهشهر زد که قابل جبران نبود.

در سال 1314 خورشيدي زلزله در بهشهر و حومه خسارات زيادي وارد نمود. در سال 1316 خورشيدي رضاشاه دست به اصلاحات اساسي و عمليات عمراني و  شهرسازي در بهشهر زد.

در سال 1337 خورشيدي کاخ صفي آباد به دستگاه هواشناسي اختصاص داده شد.در زمان محمد رضا شاه شبيخون ارتش شوروي و انگليس در سوم شهريور 1320 به ايران از جمله ورود سپاهيان شوروي به شهرستان بهشهر کليه اصلاحات رضاشاه را متوقف ساخت و  حتي بعضي از آنها را از بين برد.

بعد از انقلاب اسلامي اين شهر به همت مردم و مسئولين به رونق هايي دست يافته که به اميد خدا و تلاش مسئولين و مردم به پيشرفتهاي بيشتري دست يابد.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد